بدون شرح




زیره انواع متعددی مانند زیره سیاه - قهوه ای - سبز - صورتی - زرد و ... دارد ٬ قسمت مورد استفاده آنها عمدتا" بذرشان می باشد ٬ بذر انواع زیره به شکل بیضی می باشد که همگی دارای یک اسانس روغنی فرار ٬ تانن ٬ رزین ٬ صمغ ٬ ترکیبات داروئی و ... می باشند .
خواص زیره :
- غنچه های رسیده یا تمامی گیاه زیره بخاطر داشتن مواد مفید ٬ فعالیت جهز هاضمه را تحریک نموده و تشنج عظلات را کاهش داده و از تشکیل گاز معده جلوگیری می کند و همچنین به دفع انگل های روده ای کمک می کند ٬ برای استفاده از آن قسمت های مذکور زیره را بصورت آسیاب شده و یا خود میوه را بطور کامل بقدار ۵/. الی ۱ گرم می توان جوید .
- زیره کرمانی به دلیل داشتن اثر ضد عفونی کنندگی و همچنین هورمونی از ارزش داروئی نسبتا" زیادی در مقایسه با انواع دیگر دارد.
- انواع زیره به دلیل داشتن ترکیبات خود بخصوص هورمون های جنسی هم در باز نمودن عادت ماهانه موثر است و هم در جلوگیری از خونریزی غیر عادی آن اثر بخش است و همچنین هم در تحریک شهوت ( زیره + عسل ) نافع است و هم در کاهش ( زیره + سرکه ) آن می توان نقش خوبی ایفا کند .
- برای درمان خفقان و تنگی نفس توصیه شده است که زیره را در سرکه خیس نموده و سپس آان را به منظور یک داروی کمکی مورد استفاده قرار دهید .
- سرکه مقوی معده ٬ اشتها آور ٬ شیر افزا و شهوت انگیز می باشد .

- مصرف زیره برای اشخاصی که به ناراحتی هائی مانند :
ورم طحال - سکسکه - اسهال - رعشه - نفخ - سوءهاضمه - درد پهلو- سنگ کلیه - قطره قطره آمدن ادرار - زخم روده و اثنی عشر - ضعف اعصاب - استسقائ - سخت ادراری - سرطان - تشنج - سردرد - دندان درد - خون ادراری - انواع ورم - انگل روده و معده - می تواند نافع باشد و اثر درمانی داشته باشد .
- برای جلوگیری از مضرات غذاهای گوشتی توصیه شده است که به هنگام طبخ این نوع غذا ها حتما" زیره را نیز به آنها اضافه کنید تا از مضار آنها کاسته شود .
- در درمان ناراحتی های چشم بخصوص ورم ملتحمه - چسبندگی پلکها - سرخی چشم و خونریزی آن توصیه شده است که آب مطبوخ زیره را در چشم بچکانید .
در مورد زیبائی پوست می توان با شستشوی صورت با آب جوشانده شده و یا خیس شده زیره ٬ به شادابی ٬ باز شدن و شفافیت آن کمک کنید و اگر از زیره بعنوان ماسک زیبائی استفاده کنید و یا که با ماست مخلوط نموده بر صورت به مالید می توانید به نرمی و لطافت پوست خود کمک کرده و موجب سلامتی آن شوید .
مضرات زیره :
زیاده روی در خوردن زیره موجب زیادی ترشح غده تیروئید شده و عوارضی همچون لاغری و رنگ پریدگی را در پی دارد .

زنان باردار مجاز به مصرف این خوراکی نبوده و افرادی هم که به ناراحتی هائی مانند :
نقرس - مثانه - کلیه - اسید اوریک - آترومی - تصلب شرائین و آروغ مبتلا می باشند باید در مصرف زیره احتیاط نمایند .
سلسله: Animalia
شاخه: Arthropoda

رده: Trilobita
راسته: Lichida
بالا خانواده: Odontopleuroidea
خانواده: Odontopleuridae
جنس: Odontopleura
گونه: صدها گونه مختلف داشته اند.
معنای اسم:
نام علمی یکی از گونه های بیشمار این بی مهرگان دریایی ماقبل تاریخ
Odontopleura markhami sinespinaspisمی باشد.
عموما" به آنها " ترایلوبایت trilobite " (درایران تریلوبیت ) می گویند به معنی " سه بخشی three lobes ".چون بدن از طول و عرض به سه قسمت تقسيم شده است، آنها را تريلوبيت ميگويند.
دوران زمین شناسی:
عصر سیلورین Silurian وابسته به سومین دوره پالئوزوئیک Paleozoic
محدوده زمانی:
545 تا 251 میلیون سال پیش تريلوبيتها، جانوران دريايي منقرض شده، داراي پوسته سخت مي باشند كه در درياهاي ميليونها سال قبل مي زيستند.تريلوبيتها، در آغاز دوران پالئوزوييك(بيش از 500ميليون سال قبل)ظهورکردند و در دوره پرمین پسین(284میلیون سال قبل)منقرض شدند. دوره کامبرین، تحت عنوان عصر تریلوبیتها شناخته می شود.
تریلوبیتها بسیار فراوان و بسیار متنوع بودند. بیش از 15000 گونه تریلوبیت، شناسایی شده است. بعضی از تریلوبیتها در کف دریا می خزیدند، برخی شنا می کردند و برخی دیگر با جریانهای اقیانوسی جابه جا می شدند. احتمالا غذای گونه های مختلف تریلوبیت متفاوت بوده است. بعضی از آنها گیاهخوار بودند(گیاهان را می خوردند)، برخی خرده خوار بودند(مواد فاسد شده را مي خوردند) و برخي ديگر لاشخور بودند(مردارها و لاشه ها را می خوردند). بيشتر تريلوبيتهاي پيدا شده احتمالا اسكلت حاصل از پوستاندازي هستند تا بقاياي اجساد آنها. بسیاری از تریلوبیتها، خارهای محافظتی داشتند. بعضی از آنها می توانستند خودشان را مثل توپ جمع كنند و برخي از آنها كف دريا را حفر مي كردند.
تريلوبيتها گروهي از شاخه بندپايان (Arthropoda) هستند كه با داشتن بدني بندبند و پوشش سخت خارجي، مشخصند. تفاوت آنها با بندپايان ديگر در دست و پا و دگرديسي اوليه بوده است.
از نظر طولي نيز شامل: يك قسمت مركزي به نام لب محوري(Axial lobe) و دو بخش جانبي به نام پلورا(Pleural lobe) ميباشند. عناصر اسكلتي در سفالون و در پيژيديوم به يكديگر متصل شده و غير قابل حركت هستند. فقط در ناحيه توراكس كه شامل 2 تا 40 قطعه مفصل شده به يكديگر است، قطعات نسبت به يكديگر حركت دارند. بنابراين تريلوبيت، ميتوانسته از سطح شكمي تا شود.
جانورانى با اسکلت خارجى که جهت طولى داراى يک بخش محورى "Axial lobe" و دو بخش در طرفين آن Pleural lobe بودند.
ساختمان بدن در تریلوبیتها :
تریلوبیتها، بی مهرگان دریایی بودند که پوسته ای سخت و سه قسمتی داشتند(بخش محوری و دو بخش جانبی)، از این رو آنها را تریلوبیت نامیده اند. این آرتروپودها، پاهای متصل شده، چشمان مرکب و آنتن داشتند. اندازه آنها بین کمتر از یک چهارم اینچ(6/0سانتیمتر)تا بیش از 2فوت(6/0متر)در تغییر بود. پوشش و اسكلت پشتي از جهت پهنا ، به سه ناحيه از جلو به عقب (در امتداد عرض) تقسيم شده است:

بخش جلويي يا Cephalon : سفالون يا سپر ناحيه سري
- بخش ميانى يا Thorax : توراكس يا سينه
- بخش عقبى يا Pygidium : پيژيديوم يا بخش دمي
الف ) سر یا سفالون
» گلابلا (Glabella) قسمت میانی سر را شامل می شود که دارای حالت برجسته بوده و توسط شیار پشتی (dorsal furrow) از سایر قسمتها جدا می شود. در دو طرف گلابلا دو گونه ثابت وجود دارد که مجموع آنها را با گلابلا «کرانیدیوم» (Cranidium) می گویند. شکل گلابلا میتواند طویل، کوتاه، باریک، پهن و ... باشد.
» خط درز چهره ای (Facial suture) جداکننده گونه متحرک و کرانیدیوم است. این خط درز، پوست اندازی تریلوبیتها را تسهیل می کرده. بر اساس اینکه خط درز کدام قسمت از سفالون را قطع نماید، انواع مختلفی برای آن تشخیص داده شده.
» گونه ثابت(Fixed cheek) چسبیده به گلابلا است و شامل تمام کرانیدیوم به استثنا گلابلا می گردد و دارای لبه کاملا برجسته بوده که در تمام لبه سفالون دیده می شود. گونه متحرک (Free cheek) توسط خط درز چهره ای از گونه ثابت جدا می شود.
چشم ها مرکب، معمولا در بخش پشتى ناحيه سر قرار مى گيرند.یک جفت چشم ساده و یک جفت چشم مرکب کوچک است. چشمهای مرکب از تعدادی عدسی تشکیل می شوند که هر کدام از عدسیها یک واحد بینایی محسوب می شود. تعداد عدسیها تا 15000 عدد هم می رسد. عدسیها یا به هم چسبیده یا پهلو به پهلو قرار گرفته اند، که در این حالت به «هولو کروآل» (Holo chroal)معروفند. و اگر فاصله داشته باشند به «شیزو کروآل» (Schizo chroal) موسومند، که در این حالت عدسیها نیمه کروی بوده و توسط بافت سختی از هم جدا شده اند.
ب ) سینه یا توراکس
از تعدادی قطعه متصل به هم و کاملا مجزا از یکدیگر تشکیل شده است. این قطعات نسبت به هم و نسبت به ناحیه سفالون قابل حرکت هستند.
قسمت محوری، قسمت میانی سینه است که برجسته است و در دو طرف آن لپهای جانبی قرار دارند. قسمت جانبی پلورال (Pleural) است و شکلهای مختلفی دارد. انتهای پلورالها گاهی تولید خارهایی می کند که «پلورال اسپاین» ( Pleural spine) نامیده می شوند. تعداد بندهای سینه در گونه های مختلف متفاوت بوده از 2 تا 40 قطعه متغیر است. و یکی از صفات عمده مورد استفاده در تقسیم بندی تریلوبیتها است. در بخش شکمى، يکسرى زوايد ديده مى شود که شامل يک جفت آنتن بندبند و فاقد انشعاب در بخش جلويى بدن و تعداد متغيرى از زوايد بندبند دو شاخه (که 4 جفت از آنها در بخش شکمى ناحيه سر قرار دارند) مى شود.
ج ) دم یا پیژیدیوم
همانندناحیه سینه از تعدادی قطعه به هم جوش خورده تشکیل شده. تعداد این قطعات در گونه های مختلف متفاوت است و همانندسفالون به توراکس متصل شده است و دارای یک بخش محوری و دو بخش جانبی می باشد. بخش محوری که معمولا حالت برجسته هم دارد «راشیس» (Rachis) نامیده می شود. قطعات جانبی دارای لبه های صاف یا خارمانند هستند. مخرج در زیر آخرین قطعه دم قرار می گیرد.
دوره تحول Ontogeny
مراحل تغيير شکل از تخم تا موجود بالغ شامل مراحل زير است :
1- Protaspise
2- Meraspise
3- Holaspise
دوره تحول از لارو که فقط داراى قطعات سر است شروع مى شود و پس از دگرديسى هاى متوالى به جانور بالغ تبديل مى گردد. تريلوبيتها از جانوران منحصرا دريايى هستند و فسيل آنها فقط در نهشته هاى دوران پالئوزوييک يافت مى شود. اينها براى اولين بار در کامبرين زيرين ظاهر شدند اما از آن پس خيلى زود، به خانواده ها و جنس هاى مختلف تنوع يافتند. در اردويسين فراوان و متنوع شدند اما از سيلورين، از نظر تنوع، شروع به افول نهادند. پس از آن بسرعت در دونين فراوان شدند. در حاليکه خانواده هاى کمى از آنها وجود داشتند. خيلى سريع در پالئوزوييک فوقانى کم شدند و با پايان يافتن پرمين به کلى از بين رفتند. حداکثر فراوانى از نظر تنوع به عقيده عده اى در اردويسين ميانى بوده است و علت آن ، ازدياد راسته هاى ظاهر شده از 5 راسته در کامبرين به 7 راسته در اين زمان، ذکر شده است. جهت يابى آنها با استفاده از موقعيت سرودم امکان پذير است. گاهى در برخى گونه ها تشخيص دم از سر مشکل بوده و نمى توان آن دو را از هم باز شناخت. در هر صورت قسمتى که سر قرار دارد بخش Anterior و قسمتى که دم قرار دارد Posterior ناميده مى شوند

ساير اطلاعات:
جزو اولین جانوران مفصل دار شناخته شده است. (بی مهرگانی که اسکلت خارجی سخت و پاهایی بند بند داشته اند. arthropods) می توان گفت که از وابستگان دور سخت پوستان امروزی بوده است. بدنش از سه قسمت کلی سر، قفسه سینه و دم تشکیل می شده که قفسه سینه، خود شامل چندین قسمت بوده و به جانور این امکان را می داده تا خود را جمع کند و به شکل یک توپ درآورد. ضمنا" بدنش از نظر طولی هم توسط یک جفت شیار، به سه قسمت مجزا تقسیم می شده که نام این جانور هم از همین مشخصه ظاهری اش اخذ شده است. آب شش ها روی پاهای بی شمارش بوده اند و همانند حشرات، صاحب چشمانی مرکب بوده است اما عدسی ها در هر چشم، غالبا" بزرگتر و از نظر جای گیری با فاصله بیشتری از هم نسبت به حشرات قرار داشتند. به این صورت جانور، زاویه دید گسترده تری داشته است.
- هندوانه دارای اثر خلط اور، شیرافزا ، مدر، تصفیه کننده خون، ضد عطش ، آنتی بیوتیک، ضد سودا، ضد تب های عفونی، ضد صفرا، نشاط اور و دافع سودا می باشد .
- هندوانه به دلیل داشتن کبالت - پتاسیم - منگنز و منیزیم در شمار بهترین خوراکی های تصفیه کننده خون و معالجه کننده ناراحتی های کلیه و کبد قرار گرفته است.
- این میوه آبدار به دلیل داشتن مواد معدنی مفید کلیه ها را فعال تر نموده و برای افرادی که به نارسائی کلیه مبتلا می باشند اثر بهبود دهنده دارد،همچنین کسانی که دارای عرق بدبوی بدن می باشند می توانند با صرف کردن هندوانه موجب رفع ان شوند ، آب هندوانه نیز به علت داشتن مواد مفید فعالیت دفع را تامین میکند ، همچنین دارای اثر مدر قوی و نیرو دهنده و شفا بخش می باشد .
- مصرف هندوانه طراوت پوست را افزایش می دهد ، خستکی را برطرف می سازد ، به دفع سموم بدن کمک می کند، از این بابت برای مبتلایان به نقرس ، نارسائی کبد و کلیه و رماتیسم مزمن یک داروی حیاتی محسوب میشود.
- مصرف هندوانه با سکنجبین در مورد رفع سنگ کیسه صفرا مفید می باشد ، همچنین برای افراد مبتلا به قند خون نیز نافع است .

- افرادی که از بی خوابی رنج می برند از تخم هندوانه استفاده کنند .
- مصرف هندوانه رسیده برای مبتلایان به سوء هاضمه مفید است.
- مربای پوست هندوانه برای افراد مبتلا به ناراحتی معده نافع می باشد.
- مصرف هندوانه برای افرادی که مبتلا به بیماریهائی مانند:
ابریزش چشم - فشار خون -ورم پرستات - اسید اوریک - یرقان - ورم طحال - سنک کلیه و مثانه - نقرس - یبوست - انگل - دفع سخت ادرار - سوزش ادرار - کم خونی می تواند اثر درمانی ظاهر سازد .
مضرات هندوانه :
مصرف هندوانه همراه انگور موجب سوءهاضمه می گردد.
- زیاده روی در مصرف هندوانه موجب نفخ و ضعف نیروی جنسی شده برای طحال نیز مضر می باشد ، اشخاصی هم که صاحب معده و روده های ضعیفی می باشند ضروری است که در مصرف این میوه امساک نمایند.
- مبتلایان به درد مفاصل و مننژیت مجاز به مصرف هندوانه نمی باشند.

- بدلیل اینکه مقدار سلولز در هندوانه زیاد می باشد اثر دیر هضم و نفاخ دارد ، بر این اساس بیمارانی که مبتلا به حصبه یا جراحت روده می باشند نباید از این میوه استفاده کنند ، زیرا بخصوص آنهایی که روده هایشان مجروح می باشد تولید نفخ خطرناک میکند ، ولی در صورت لزوم میتوانند آب هندوانه را گرفته و از صافی گذرانده و با کمی شیر خشت مخلوط نموده و سپس نوش جان کنند تا به این ترتیب مانع نفخ ، ناراحتی هی معده و روده شوند ، افرادی هم که معده و روده های تنبلی دارند و نمی توانند گوشت هندوانه را به آسانی هضم کنند به دستور فوق عمل کنند و یا اینکه از مربای پوست هندوانه که اثر ضد نفخ دارد استفاده کنند.
- خوردن هندوانه به طور ناشتا بخصوص در هوای گرم هنگامی که اغلب عطش غلبه می کند خوب نمی باشد ، بهتر است که به عنوان دسر بعد از غذا صرف شود.
طرز مصرف گیاهان طبی:
برای تهیه مصارف داخلی برای هر کدام از گیاهان طبی روش مخصوص وجود دارد ولی در کل معمولا از سه روش بیشتر استفاده می شود که عبارتند از:
خیس کردن
برای خیس کردن در آب جوشیده سرد شده آنچه را که می خواهند می ریزند ، بعد از 12 ساعت آن را از صافی عبور می دهند و به مصرف می رسانند ، از این روش بیشتر برای استخراج مواد مورد نظر، در ریشه و پوست درختان استفاده می گردد.
دم کردن
به منظور دم کردن گیاه معمولا به مدت 20 الی 30 دقیقه گیاه مورد نظر را در آب جوش قرار می دهند و بعد به مصرف می رسانند ، از این روش بیشتر در تهیه دارو از برگ ، گل و دانه گیاهان مورد استفاده قرار می دهند .

جوشاندن
در این روش قسمت های مورد نظر گیاه را در آب سرد ریخته آن را بر روی شعله قرار داده و حرارت می دهند تا جوش بیاید ، حرارت را در حدود 10 الی 20 دقیقه و در بعضی مواقع به مدت خیلی کم ادامه می دهند تا مواد موجود در گیاه وارد آب شود ، سپس آن را از صافی گذرانده و به مصرف درمانی می رسانند ، معمولا" در مواقع صاف کردن تفاله را فشار می دهند تا حداکثر مواد مورد نیاز آن خارج شود .
هر سه روش فوق
در موارد خاص نیز از هر سه روش استفاده می شود به این صورت که مدتی گیاه را در آب خیس می کنند و بعد آن را حرارت می دهند و می جوشانند، سپس آن را جوشانده ، سپس می گذارند در آب گرم به ماند و دم بکشد و تا مدتی بعد ماندن در آب را ادامه می دهند تا خوب خیس بخورد .
علائم بیماری :
برگهای مبتلا ناصاف ، چین دار و رنگ برگ مخصوصا" در محل ابتلاء تغییر می یابد و سبز طبیعی خود را از دست داده و به رنگ قرمز و سرنجام قهو های می گراید .

غنچه گل قبل از شکفتن و یا پس از باز شدن ممکن است مورد حمله قرار گیرد و در حالت اول جام گل از پوشش سفید قارچی که به خصوص در قاعده کاسبرگ ها و روی پایه گل و قاعده نهج بیشتر نمایان می باشد، پوشیده می شود . نهنج به دو برابر حجم طبیعی خود می رسد و دربیشتر موارد غنچه گل یا باز نمی شود و یا پس از شکفتن می ریزد . گلی که در حال باز شدن باشد و یا کاملا" باز شده باشد ، اگر مورد حمله سفیدک قرار گیرد گلبرگهایش واجد لکه های بنفش یا قهو های پر رنگ می شود .
گل نامنظم می گردد و بخشی از گلبرگ ها گسترده نمی شوند . در بعضی از واریته های رزدر زیر غنچه پوشش متراکم نمدی مانندی از قارچ تشکیل می گردد.
عامل بیماری:
قارچ عامل بیماری دارای دو دوره زندگی می باشد . دوره اول فصول بهار و تابستان را در برمی گیرد قارچ به روش تولید مثل غیر جنسی و به اصطلاح به شکل کنیدی دار رشد و نمومی کند . از اوایل پاییز در صورت وجود شرایط آب و هوایی خاص دوره دوم زندگی قارچ که شامل مرحله تولید مثل جنسی است آغاز می گردد و مرحله کنیدی زایی قارچ متوقف می شود و بتدریج در بین رشته های میسلیوم دانه های ریز ، گرد و قهو های رنگی تشکیل می شود .
قارچ زمستان گذرانی خود را به صورت میسلیوم در قاعده و یا در داخل جوانه های برگ می گذارد .
در صورتی که قارچ زمستان را به صورت کلیستوتسیوم طی کند ، در اوائل بهار کلیستوتسیوم باجذب آب متورم و پاره می شود و آسک از آن خارج میگردد.
آسکوسپور ها به نوبه خود از آسک بیرون آمده و در شرایط گرم و مرطوب توسط باد انتشاریافته و با افتادن روی گیاه آلودگی آغاز می شود.
مبارزه :
مصرف بیش از حد کودهای ازته و کمبود کودهای پتاسه در گیاه حساسیت آن را در برابربیماری افزایش می دهد .استفاده از خاکستر به عنوان منبع پتاسیم دار در خاک و یا مصرف کود های پتاسیم برایجلوگیری از بروز بیماری توصیه میگردد.
استفاده از ترکیبات گوگردی مخصوصا" پودر های وتابال مانند الوزال در پیشگیری از شیوع بیماری موثر است .
از پودر وتابال گوگرد معمولا به نسبت 4-5 در هزار و در چند نوبت به فواصل حدود 10 روزتوصیه می گردد. از سموم دیگری مانند کاراتان به نسبت نیم تا یک در هزارمیتوان استفاده کرد.